آیت اللہ مجتهدے تهرانے(ره):
عیب کار ما همین است،
ما خودمان را کسے مےدانیم،
بہ صفتمان، بہ علممان،
بہ ریاستمان، مےنازیم و خود را شخصیتے مےبینیم
شیخ نخودکے فرمودند:
خود را کسے ندان!

گفتم:با این همه گناه
چکارمےتوانم بکنم؟
مهربانم فرمود:
الم یعلموا ان الله هو
یقبل التوبة عن عباده
مگر نمے دانند خداست
که توبه را ازبندههایش
قبول مےکند

روزی مردی زیر سایهی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در این موقع چشمش به کدو تنبلهایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت: خدایا! همهی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوتهای به این کوچکی میرویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!
همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد. مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت: خدایا! خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمیکنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود !!

گاهےچه دلگرفته میشوی از خــدا
گاهےازحکمتش ناراضی
وگاهےشاکر و خوشحال
گاهی مشکوک وگاهےمجذوب عدالتش
گاهےبسیار نزدیک وگاه دور
خـــدا همان خداست
کاش مااینقدر
گاهی به گاهی نمیشدیم

حاج شیخ حسین انصاریان:
همه دشمنی غرب با دین به خاطر
آن است که می داند در سایه دین
مسلمانها با استقامت تربیت
میشوند برایهمین تلاش میکند
چـراغ دین را خاموش کند.
‘برایسلامتی استاد دعا بفرمایید’
