مهربان خـــــدای من
هرگاه عـــــاشقانه خواندمت
عـــــاشقانه تر جواب دادی …
هرگاه خالصانه تمنایت ڪردم
مشتاقانه تر اجابت کردی
ای منتهای آرزویم،
از خودم چه بگویم که همه را دانی
و از تو چه بگویم که فراتر از آنی.

ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ به خودم میگویم :
در دیاری که پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ …
ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ، ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ !
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟! ﺗﻮ ” خدﺍ ” ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ” ﺧﺪﺍ ” ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ

ای عـــشق،
چه در شرح تــو جـــز عشق بگویــم ؟

کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛
جز او، کسی آنها را نمیداند.
او آنچه را در خشکی و دریاست میداند؛
هیچ برگی (از درختی) نمیافتد،
مگر اینکه از آن آگاه است؛
و نه هیچ دانهای در تاریکیهای زمین،
و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد،
جز اینکه در کتابی آشکار [= در کتاب علم خدا] ثبت است.
?(سوره انعام ایه 59)

﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾
خدا چیزایی که بهت داده ازت نمیگیره مگه اینکه خودت خرابش کنی!
