24 آذر 1397
بسمه تعالی مرحوم فشندی تهرانی مي گويد: «در مسجد جمکران اعمال را به جا آورده، به همراه همسرم بر می گشتم. در راه، آقایی نورانی را دیدم که داخل صحن شده، قصد دارند به طرف مسجد بروند. با خود گفتم: این سید در این هوای گرم تابستان تازه از راه رسیده و حتماً… بیشتر »
نظر دهید »
24 آذر 1397
بسمه تعالی ای فرزند آدم هر زمان که مرا بخوانی و به من امید و ایمان داشته باشی تو را می شنوم و به تو پاسخ می دهم زیرا که من “مجیب” و “سمیع” و “بصیر” هستم. و هر زمان به من و درگاه من رو کنی و گامی به سوی من برداری من… بیشتر »
24 آذر 1397
خدایا شما هستی…من تو باغ نیستم مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛ آرایشگر گفت: “من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد.” مشتری پرسید: “چرا؟” آرایشگر گفت: “کافی است به… بیشتر »
24 آذر 1397
قرآن در چند جا می فرماید: ڪُلوا یعنی بخورید، اما هر جا فرموده ڪلوا به دنبالش یڪ مسئولیتی به عهده ما گذاشته جایی می فرماید: ڪلوا…. در ادامه می فرماید: واشڪروا خوردی شڪر ڪن. جایی می فرماید: ڪلوا… در ادامه می فرماید: اطعموا خودت خوردی به دیگران… بیشتر »
24 آذر 1397
بسمه تعالی بزرگی می گفت: یک وقت جلوی شما یک سبد سیب می آورند. شما اول برای کناریتان بر می دارید، دوباره سیب بعدی را به نفر بعدی می دهید… دقت کنید، تا زمانی که برای دیگران برمی دارید سبد مقابل شما می ماند… ولی حالا تصور کنید همان اول برای خود… بیشتر »
24 آذر 1397
بسمه تعالی روزی حضرت سلیمان با لشکریان خود بر مرکب باد می گذشت . کشاورزی را دید که با بیل کار میکند و هیچ به حشمت سلیمان و سپاه او نمی نگرد . سلیمان در شگفت شد و گفت : ما از هر جا که گذشتیم کسی نبود که ما را و حشمت ما را نظاره نکند . و پیش خود گفت این… بیشتر »