19 آذر 1397
❄این داستانی حقیقی است .مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و آنرا تحسین کند. ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود رادید که شاد و شنگول با ضربات یک چکش رنگ براق ماشین را نابود می کند. مرد بطرف پسرش دوید، او را از ماشین دور کرد،… بیشتر »
نظر دهید »
19 آذر 1397
بسم الله الرحمن الرحیم <<پروردگارا بگشای سینه ام را و آسان ساز کارم را و بگشای گره زبانم را تا بفهمند سخنم را>> <<راست گفت خدا وند بلند مرتبه>> در این قسمت سلامی به تمام شهدا می دهد. سلام بر اباعبدالله ، مظلوم کربل و رحمت خداوند… بیشتر »
19 آذر 1397
بسمه تعالی دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست . هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما… بیشتر »
19 آذر 1397
❄ماهی کوچک یک لحظه دست از بازی گوشی های دائمش کشید و نزد مادرش آمد و پرسید: ….مادر! آب، چیه؟!!! مادر با حیرت در او نگریست و با مهربانی گفت: انشاء الله، هرگز، آب را نبینی!!! بچه ماهی چیزی از صحبت مادردرک نکرد و رفت پی بازی گوشی های همیشه گی. سال ها… بیشتر »
19 آذر 1397
زیارت عاشورا ?یکی از کارکنان غسال خانه بهشت زهرای تهران تعریف می کرد: ?یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد. ?آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا… بیشتر »
19 آذر 1397
زیارت عاشورا ?یکی از کارکنان غسال خانه بهشت زهرای تهران تعریف می کرد: ?یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد. ?آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا… بیشتر »
19 آذر 1397
❄پنجره پنجره در بیمارستانی، دو بیمار در یك اتاق بستری بودند. یكی از بیماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر یك ساعت روی تختش كه كنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند. ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تكانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آن ها ساعت… بیشتر »
19 آذر 1397
❄ شهید مصیب مجیدی هر چی اصرار می کردیم شما هم چیزی بگو، می گفت : من که سخنرانی بلد نیستم… وقتی دید بچه ها دست بردار نیستند، سرش رو انداخت پایین و گفت: «سعی کنید زیاد آرزو نکنید، چون مرگ به آرزوهای شما می خندد… نکند یه وقت آرزو کنید فقط مال… بیشتر »
19 آذر 1397
❄ شهید مصیب مجیدی هر چی اصرار می کردیم شما هم چیزی بگو، می گفت : من که سخنرانی بلد نیستم… وقتی دید بچه ها دست بردار نیستند، سرش رو انداخت پایین و گفت: «سعی کنید زیاد آرزو نکنید، چون مرگ به آرزوهای شما می خندد… نکند یه وقت آرزو کنید فقط مال… بیشتر »
19 آذر 1397
❄روزی بهلول در قبرستان بغداد کله های مرده ها را تکان می داد ، گاهی پر از خاک می کرد و سپس خالی می نمود. شخصی از او پرسید : بهلول! با این ‘ سر های مردگان ‘ چه می کنی ؟ گفت : می خواهم ثروتمندان را از فقیران و حاکمین را از زیر دستان جدا کنم ،… بیشتر »
19 آذر 1397
بسمه تعالی بزرگی میگفت ؛ زنده بودن حرکتی است افقی ، از گهواره تا گور …… اما زندگی کردن حرکتی است عمودی ، از فرش تا عرش …… زندگی یک تداوم بی نهایت اکنون هاست … ماموریت ما در زندگی ” بی مشکل زیستن ” نیست ، ”… بیشتر »